X
تبلیغات
دانلود سنتر - دانلود رایگان آهنگ جدید - دانلود رایگان مداحی خیمه هاتو آتیش زدند ( یونس حبیبی )

دانلود رایگان آهنگ جدید در دانلود سنتر

دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ شاد
دانلود آلبوم جدید
دانلود موزیک ویدیو
دانلود آهنگ
آهنگ جدید
    علیرضا روزگار - مهمونی
    علیرضا روزگار - مهمونی
    مهدی مقدم - یه هفته بارونه
    مهدی مقدم - یه هفته بارونه
    علی لهراسبی - به چشمام خیره شو
    علی لهراسبی - به چشمام خیره شو
    علی اصحابی - عشقم عاشقم باش
    علی اصحابی - عشقم عاشقم باش
    احمد سلو - میمیرم
    احمد سلو - میمیرم
آخرين مطالب ارسالي
  • دانلود آهنگ مهمونی با صدای علیرضا روزگار
  • دانلود آهنگ یه هفته بارونه با صدای مهدی مقدم
  • دانلود آهنگ به این میگن با صدای امین مرعشی
  • دانلود آهنگ جدید حمیدرضا رضایی با نام مادر
  • دانلود آهنگ به چشمام خیره شو با صدای علی لهراسبی
  • آهنگ عشقم عاشقم باش با صدای علی اصحابی و با همراهی مهدی عبدالهی
  • دانلود آهنگ هوام تویی با صدای امین رستمی
  • دانلود آهنگ بی قرارم با صدای امید جهان
  • دانلود آهنگ بی معرفت با صدای حسین استیری
  • دانلود آهنگ تهران با صدای امیر عباس حسن زاده
  • دانلود آهنگ عشقم عاشقم باش با صدای علی اصحابی
  • دانلود آهنگ میمیرم با صدای احمدرضا شهریاری (احمد سلو)
  • دانلود آهنگ گل من با صدای فرشید امین
  • دانلود آهنگ یه بار با صدای مرتضی زرلکی
  • دانلود آهنگ علاقه با صدای بهنام نیکرو
  • دانلود آهنگ سرباز با صدای مسعود صداقتی
  • دانلود آهنگ جدید ناصر زینعلی با نام مگه هست
  • دانلود آهنگ جدید دلم با تو بود با صدای یاسر محمودی و سیاوش یوسفی
  • دانلود آهنگ چشمه ی طوسی با صدای محسن چاوشی
  • دانلود آهنگ حضرت مهتاب با صدای حامد زمانی
  • پیشنهاد ویژه


     ساعت GUCCI طرح Selena

    قیمت 15000 تومان 

     اگر بدنبال یک ساعت شیک و زیبا با طراحی خلاقانه برای خود هستید.

     اگر میخواهید هدیه ای منحصر به فرد و غافلگیر کننده تهیه کنید،

     اگر از مدهای تکراری خسته شده اید

    و اگر برای روز های خاص به دنبال هدیه ای خاص هستید،

    ساعت GUCCI طرح Selena را به شما پیشنهاد میکنیم.

    ساعتی که هم ساعت است و هم دستبند.

    با بندی خلاقانه که بصورت دورپیچ روی دست خودنمایی میکند

    و آویز قلب انتهایی آن زیبایی آن را دو چندان میکند.

    به انضمام صفحه ای شیک و با بهره گیری از موتور با کیفیت

    فرصت را از دست ندهید و همین حالا اقدام به تهیه ساعت GUCCI طرح Selena نمایید.

    دسته بندي : دانلود آهنگ مذهبی





    دانلود رایگان مداحی خیمه هاتو آتیش زدند ( یونس حبیبی ) ( لینک مستقیم )

    لینک کمکی

     8  MB

    46minute

    متن مداحی در ادامه مطلب :




    يا ابا عبدالله الحسين
    حسين فاطمه سلام

    حسين مصطفي سلام

    حسين مظلوم علي

    شهيد کربلا سلام

    اون که مي گفت تو کربلا

    خيمه هاتو آتيش زدند

    نگفت کجا به بچه ها

    زخم زبون و نيش زدند

    اون که مي گفت يه دختره

    آتيش به دامن روديده

    نگفت تو اون صحرا چرا

    راه نجف رو پرسيده

    اون که ميگفت زينب تو

    رگ بريدت رو بوسيد

    نگفت ميون نيزه ها

    فقط سر تو رو مي ديد

    اون که مي گفت دينمونه

    گوش يکي خون مي چکيد

    نگفت کجا سيلي زدو

    گوشوارشو گرفت کشيد

    اون که مي گفت انگشت تو

    از بدنت جدا شده

    نگفت که انگشترتو

    غنيمت کيا شده

    اون که مي گفت يه زنجيري

    به گردن علي ديده

    نگفت کجا با خطبه هاش

    بساط زلم و کوبيده

    اون که مي گفت بچه هاتو

    با تازيانه مي زدند

    نگفت دليلشون چي بود

    با چه بهونه مي زدند

    مي خوام بگم که ماجرا

    ازاونجايي آب مي خوره

    که ظالم اولي گفت

    علي بايد کنار بره

    اون روزي که حسين من

    مادرتو کتک زدند

    کينه خيبري رو با

    قباله فدک زدند

    اون روزي که آتش کين

    بر در خونتون نشست

    برادرت قربوني شد

    پهلوي مادرت شکست

    اون روزي که دست علي

    بسته بود و تو کوچه ها

    فاطمه شو کتک زدند

    جلوي چشم بچه ها

    اون روزي که خونتونو

    به شعله ها در کشيدند

    تخم نفاق و کينه رو

    ميون امت پاشيدند

    مي خوام بگم بعد تو باز

    خيل خوارج اومدند

    اونايي که مادرتو

    زدند دوباره اومدند

    دلم مي گه راضي نشو

    دست خالي پا بکشي

    اوني که زينب کشيده

    يه خوردشم ما بچشيم

    زينبي که تو ازدواج

    مي گفت يه شرط خوب دارم

    هرجا حسين من بره

    منم بايد باهاش برم

    زينبي که بعد دو روز

    اومد پي تو قاصدش

    حق داره بعد مرگ تو

    شوهرشم نشناسدش

    اون که وصيت تو رو

    همش به جون و دل خريد

    يه دخترت گم شده بود

    ميگن تا صبح پي اش دويد

    ميخوام بگم خواهر تو

    خيلي مصيبت کشيده

    بطوريکه همه ميگن

    قامت زينب خميده

    زينبي که هرجا مي رفت

    تا هرکجا پا مي گذاشت

    جبرئيل هم مي يومد و

    بالهاشو اونجا مي گذاشت

    زينبي که اگه يه روز

    ميخواست پيش بابا بره

    هاشمي ها جمع مي شدن

    دخت علي تنها نره

    زينبي که مي رفت بقي

    سر بزنه به مادرش

    مدينه رو قرق مي کرد

    ابو فاضل با لشکرش

    زينبي که اگه يه روز

    اراده سفر مي کرد

    حسين شو صدا مي زد

    عباس شو خبر مي کرد

    زينبي که اگه يه وقت

    سوار مرکبي مي شد

    زانوي عباس علي

    رکاب زينبي مي شد

    حالا بايد خطر کنه

    با بچه هاي بي پناه

    گاهي مي ره تو علقمه

    دور ميزنه تا قتلگاه

    شايد مي خواد براي تو

    پيراهني پيدا کنه

    شايد مي خواد داد بزنه

    عباسشو خبر کنه

    اگه يه روز نمي ديدت

    مريض مي شد تو ميخونه

    بي تو کجا داره بره

    مي خواد همينجا بمونه

    دلش مي خواست جاش بزارن

    تنها تو اون دشت بلا

    ولي يهو يه دختري

    داد مي زنه عمه بیا

    می خوام بگم دختر تو

    درد و بلا کم ندیده

    تو بچه ها هیچ کسی رو

    مثل رقیه ندیده

    میگن یه جا خرابه بود

    خرابه ای تو شهر شام

    گریه می کرد و هی می گفت

    عمه بریم پیش بابام

    آخه می خوام حرف بزنم

    درد و بلا مو بش بگم

    شکایت این مردمو

    پیش بابا جون ببرم

    با التماس به خواهرت

    میگفت بگو بابا بیاد

    گفتم باید کاری کنی

    دیگه دلش بابا نخواد

    سر تو رو تو ظرفی که

    یه پارچه روش کشیده بود

    بردن جلوش گذاشتنو

    رنگ همه پریده بود

    هی می گفت من نمی خوام

    عمه گرسنه ام نیست

    وقتی یه خورده بو کرد

    فهمید که ماجرا چیست

    سرو گذاشت رو دامنش

    ناز غریبونه می کرد

    با دستاشون کیسوهاتو

    یکی یکی شونه می کرد

    می بوسید هی نازت می کرد

    با دستای ناز لطیف

    قصه رنجشو می گفت

    از اون جماعت کثیف

    بابا همین که رفتی و

    اسب تو بی تو باز اومد

    یهو دیدیم از هر طرف

    یه عالمه سرباز اومد

    این بار به جای شمشیرا

    با نیزه حمله ور شدند

    وقتی که دور شدند دیدیم

    خیمه ها شعله ور شدند

    خیمه ها که آتیش گرفت

    تو داشتی ما رو می دیدی

    وقتی منو سیلی زدند

    تو هم صداشو شنیدی

    خیمه ها رو سوزوندن و

    هرکی یه جا فرار می کرد

    طفلکی عمه مون بابا

    نمیدونی چیکار می کرد

    هر بچه ای به یه طرف

    از ترس دشمن می دوید

    عمه به دنبال همه

    بیشتر پی من می دوید

    یه بار که رفت تو خیمه ها

    داداش علی رو بیاره

    فریاد کشید رباب بیا

    علی دیگه نا نداره

    یه زنجیری آوردند و

    بستند به گردن داداش

    از بچه ها هرکی که بود

    این زنجیرو بستن به پاش

    تو کاروان جلو جلو

    سرها رو نیزه ها می رفت

    پشت سر داداش علی

    جلوی بچه ها می رفت

    اگه می خواست که تند بره

    بچه ها ناله می زدند

    طفلکی تا یواش می کرد

    با تازیانه می زدند

    یه شب شنیدیم سر تو

    خولی به خونش می بره

    فرداش دیدیم سیاه شدی

    موهات پر از خاکستره

    بعد شنیدیم یه راهبی

    سر تو رو اجاره کرد

    یه تشت زر بود با گلاب

    هی تو رو شست و گریه کرد

    بعده یه مدتی سفر

    بابا به کوفه رسیدیم

    شهری که از مردمونش

    زخم زبونا شنیدیم

    میخوام بگم کوفه کجاست

    بگم ز کار مردمش

    عمه می گفت پسر عموت

    مسلمو اینجا کشتنش

    عمه می گفت اینا به تو

    نامه نوشتند که بیا

    بعد اومدند جلوی تو

    صف کشیدند تو کربلا

    عمه می گفت گفته بودند

    بری بشی امیرشون

    تو رو که تشنه کشتن و

    ما هم شدیم اسیرشون

    تو اون جماعت کثیف

    هیچکس به فکر ما نبود

    پامون تاول می زد ولی

    کسی به فکر ما نبود

    با شلاقهای چرمیشون

    گاهی به ما سر میزدند

    عمه مارو بغل می کرد

    عمه رو بیشتر می زدند

    یکی میگفت خارجین

    یکی می گفت جلو نرین

    یکی می گفت حقشونه

    یکی می گفت سنگ بزنین

    یکی دیدم یه عالمه

    سنگ درشت تو دامنش

    می گفت که هر کی بزنه

    حتما بهشت می برنش

    یه پیر مرد اومد جلو

    زل زد تو چشمای داداش

    گفت هرکی که کافر بشه

    ظالم می شه اینه سزاش

    داداش علی گفت پیرمرد

    بگو بینم مسلمونی

    آیا رسولو می شناسی

    از دخترش چی می دونی

    اگه علی رو می شناسی

    فاتح خیبر وحنیف

    حسین ز زهرا و علی

    منم علی ابن حسین

    اون پیر مرد گریش گرفت

    گفت آقا جون ببخشیدم

    آره علی رو می شناسم

    باور کنید نفهمیدم

    گفت که می خوای دعات کنم

    یه پارچه تمیز بیار

    ببند زیر این آهنا

    رو زخم گردنم بذار

    یکی یه تیکه نون آورد

    انداخت و گفت مال گداست

    عمه صدا زد بی حیا

    این اهل بیت مصطفی ست

    وقتی که عمه گفت سکوت

    زنگوله هام صدا نکرد

    کسی دیگه جیک نمی زد

    سنگم کسی رها نکرد

    عمه می گفت ای کوفیا

    خنده بسه گریه کنید

    ننگ به دامن شما

    شما که پیمان شکنید

    کی بود نوشت خسته شدیم

    از ستم و ظلم یزید

    حالا به دور بچه هاش

    جمع شدید و کف می زنید

    کی بود نوشت اگه بیای

    همه می شیم فدای تو

    تمام هست و بودمون

    را می ریزیم به پای تو

    بگم از این شام بلا

    می خوام بگم مصیبتش

    عمه رو پیر کرده بابا

    عمه رو پیر کرده بابا

    ما رو تو شهر چرخوندنو

    جماعتم کف می زدند

    زنها روی پشت بونا

    با هلهله دست می زدند

    از خوشحالی دست می زدند

    گفتند بیاید مسلمونا

    کافرا از راه رسیدند

    یهو دیدیم جماعتی

    به سمت ما می دویدند

    سر تو رو برداشتنو

    به دور هم می چرخیدند

    جلوی چشم بچه ها

    با هم دیگه می رقصیدند

    تو کوچه ها بردنمون

    مردم تماشا بکنند

    خواستن که هتک حرمتی

    به آل طه بکنند

    فحش به علی می دادن و

    تبریک به هم می گفتند

    چشمای رزل و پستشون

    دایم به ما می دوختند

    وقتی می گفتیم نکنید

    نگهبانا میومدند

    دمبالمون می کردنو

    با شلاقاشون می زدند

    اینجا پر نامحرمه

    وگرنه پیراهنمو

    در می آوردم ببینی

    کبودیای تنمو

    بابا جون این خواهرتم

    مثل خودت دلیرو بود

    میخوام بگم تو سینه اش

    انگار دل یه شیرو بود

    یهو دیدیم فریاد کشید

    ای برده زادگان پست

    ای که لیاقت شماست

    یزید میمون باز مست

    ای آل بوسفیان مگر

    نشینیده اید از ثقلین

    چرا به نیزه می برید

    راس برادرم حسین

    ای ننگ و ذلت به شما

    با چشم ساز فطرتین

    با گلستان مصطفی

    با بوستان عترتین

    فریا کشید بیخبرا

    چرا باید چنین باشه

    یک ولد حرامیو

    امیر مسلمین باشه

    بابا یه مطلبی می خواد

    قلبمو از جا بکنه

    ترسم اینه اگه بگم

    عمه باهام قهر بکنه

    بهت می گم یواشکی

    می خوام گوشاتو وا کنی

    عمه اگه گفت چی می گه

    یادت باشه حاشا کنی

    عمه رو که تو می شناسی

    با اون حیا و غیرتش

    چادرشو کشیدنو

    سیلی زدند تو صورتش

    حالا که اومدی پیشم

    حالا که مهمونی شده

    می گم چرا عمه سرش

    شکسته و خونی شده

    نه که فقط فهش دادنو

    نه که فقط کتک زدند

    تو مجلس شرابشون

    به زخممون نمک زدند

    صبح همگی تو کاخ شاه

    یه چوب دیدیم دست یزید

    جلوی چشم بچه ها

    یه کاری کرد پست پلید

    عمه دیگه طاقت نداشت

    روشو به بچه ها کنه

    سرو به چوب محفلش

    زد که یزید حیا کنه

    درد و دلای دخترت

    دل جماعت رو سوزوند

    حتی صدای گریه

    بعضی رو آسمون رسوند

    رقیه که تو دامش

    هم صحبت سر تو بود

    یه جورایی نازت می کرد

    انگار که مادر تو بود

    نمی دونتم دختر تو

    چطور نگاش کرده بودی

    فقط می گم که با چشات

    انگار صداش کرده بودی

    می خوام بگم تو خرابه

    سکوت غمباری نشست

    همه دیدن یواش یواش

    رقیه چشماشو می بست

    دختر شیرین زبونت

    دیگه ساکت نشسته بود

    انگار یه بغض سنگینی

    راه گلوشو بسته بود

    بچه ها دورش اومدند

    درد دلاش تموم شده

    بلبل اهل بیت ما

    چرا دیگه آروم شده

    یکی می گفت این طفلکی

    از بسکی سختی کشیده

    حالا دیگه خسته شده

    چشماشو بسته خوابیده

    یکی می گفت بچه دیده

    جواب نیومد از باباش

    لابد دلش شکسته و

    خواسته قهر کنه باهاش

    سکینه گفت خواهر من

    اصلا به فکر خواب نبود

    فقط می خواست حرف بزنه

    منتظر جواب نبود

    ربابه اومد کنارش

    نشست و گفت عزیز من

    بابا داره گوش می کنه

    غصه نخور تو حرف بزن

    زینب اومد جلوترو

    دستی کشید روی سرش

    گفت عمه جون هیچ بابایی

    قهر نمی شه با دخترش

    اگه بابات ساکت شده

    واسه اینه که گوش می ده

    چشماتو وا کن گل من

    عمه به قربونت بره

    میگفت یه نانجیب می گفت

    من بلدم چیکار کنم

    شلاقشو کشید و گفت

    می خوای اونو بیدار کنم

    یکی که دید اون بی حیا

    دستشو پس نمی کشه

    یواشکی گفت تو گوشش

    بچه نفس نمی کشه


    بازديد :
    18:6 | پنجشنبه 25 آذر1389
    پیشنهاد ویژه
    تبلیغات

    دانلودسنتر در فیسبوک

    جستجو در سایت

    آرشیو سایت

    ارسال آهنگ

    درخواست آهنگ


    پشتیبانی
    ارسال آهنگ به ایمیل شما
    شما ميتوانيد با وارد كردن ايميل (نشانه اينترنتي) خود در كادر پايين و تاييد آن ، آخرین آهنگ ها را به صورت رايگان در ايميل خود دريافت كنيد .



    امكانات وبلاگ